
پسر گلم در تاریخ 91/1/15 برای بار دوم یه جشن تولد کوچولوی دیگه برات گرفتیم که کلی هم لذت بردی

این هم از کیکش که به نظر من خیلی بامزه بود و البته خیلی هم خوشمزه

پسر گلم در تاریخ 91/1/15 برای بار دوم یه جشن تولد کوچولوی دیگه برات گرفتیم که کلی هم لذت بردی

این هم از کیکش که به نظر من خیلی بامزه بود و البته خیلی هم خوشمزه





اینم از موش موشک 22 ماهه ی خودم
یه عالمه شیطون شدی یه عالمه بلا شدی

وقتی میخوام ازت عکس بگیرم بهت میگم بخند تو هم اینجوری میخندی
عاشقتممممممممممممممممم

پسرم دومین یلدای اهورایی ات مبارک
امسال نسبت به یلدای پارسال کلی پیشرفت کرده بودی فکر میکردی تولد گرفتیم
همش شعر تولد رو میخوندی به هر حال کلی شادی کردی وکلی هم انار خوردی
دوست دارم تا آخر عمرت همیشه یلداهای خوبی داشته باشی وبا شنیدن اسم یلدا خاطرات خوبی از این شب تو ذهنت تداعی بشه...

فسقلیه من دیگه چیزی تا 2 سالگیت باقی نمونده
این روزها احساس میکنم باید خیلی مراقب رفتارم باشم چون تمام حرفها رو زود میگیری
تمام رفتار منو زیر نظر داری و تمام کارایی رو که میکنم به خودم بر میگردونی
گاهی وقتا یادم میره که خیلی کوچولویی چون مثل آدم بزرگا همه چیز رو میفهمی
دیگه الان 20 تا دندون شیریت کامل شده وهر چیزی رو که بخوای میتونی بخوری
تمام کلمات رو هم بلدی وداری کم کم جمله ها رو یاد میگیری
شبا قبل از خواب شب بخیر میگی
عزیزم اینو بدون که عاشقانه دوست دارم وبا عشق شاهد بزرگ شدنت هستم...

پسرم دیگه این روزا واسمون کلی حرف میزنه تقریبا اکثر کلمه ها رو میتونه تلفظ کنه
نه تنها میتونه تلفظ کنه بلکه کاربرد همه رو هم بلده
وقتی من لباس جدید میپوشم بهم میگه مامی قنیشه(قشنگه)
من عاشق قنیش گفتنشم یه حس قشنگ و تکرار نشدنی
یا وقتی براش لباس جدید میپوشم بهم میگه جیباس (لباس )قنیشه(قشنگه)تو این لحظه از خوشحالی نمیدونم
باید چکار کنم فقط تا میتونم میبوسمش
با هم دیگه میشینیم فیلمای قبلش رو نگاه میکنیم با نگاه کردن به فیلمها یه حس عجیب غریب میاد سراغم
این من بودم که این همه لحظه های خوب با این آدم کوچولو داشتم ؟
با اینکه اینقدر کوچیکه ولی تو زندگیه من به اندازه ی تموم دنیا اهمیت داره
مفهمم که تونسته کلی تجربیات تازه و تکرار نشدنی بهم بده
پسرم به خاطر تموم حسای قشنگی که بهم دادی ممنونم...

این روزها زندگیه من در تفریح وبازی باپسرم خلاصه شده
نمیدونم نسبت به گذشته انتظار من از زندگی کم شده یا دیگه زندگی بیشتر ازینا انتظاری از من نداره
هر چی که هست من عاشقه همین زندگیم

فسقلیه من هم 18 ماهه شد
پسرم چقدرخوشحالم که داریم به 2 سالگیت نزدیک تر میشیم
خوشحالم از اینکه روز به روز حرفای من رو بهتر میفهمی و واکنش نشون میدی
نمیدونم که چقدر باید از خدا تشکر کنم به خاطر تمام توانایی هایی که به تو داده
من به خاطر همه چیز خوشحالم
تو پر از احساسی اون هم از نوع پاک وخالصانه
تو درست همون چیزی هستی که همیشه از خدا می خواستم
نه بیشتر ونه کمتر درست همون چیزی که میخواستم
پس به خاطر همین18 ماهگیت رو جشن میگرم وکلی از خدای مهربون تشکر میکنم
و میخوام بدونی به همون اندازه که من رو دوست داری من هم دوستت دارم
وبه همون اندازه که به من نیاز داری من هم به تو نیاز دارم

پسرم 17 ماهه شد
این 17 ماهه ی کوچولو کاملا همه چیز رو درک میکنه و حرفای همه رو میفهمه
علایق این فسقلی پنکه, هندوونه,هاپو,پسته,شکلات وانواع میوه هاست
کلی حرف میزنه حتی اسم مامانش رو هم یاد گرفته
و گاهی میگه مامانی وگاهی هم میگه یایه(راهله)

عاشقه اموم (حموم) کردنه
وخلاصه کلی کارا بلده
روزها به سرعت در حال گذرن و من فقط میتونم به تماشای این روز ها بشینم
میتونم از بزرگ شدنت لذت ببرم
میتونم وقتیکه کفشات به پات تنگ میشه کلی برای پاهای کوچولوت که دارن بزرگ میشن شادی کنم
میتونم بهت چیزهای جدید یاد بدم
ولی نمیتونم جلوی سرعت چرخش زمین رو بگیرم و کلی دلتنگم برای روزهای گذشته چقدر زود گذشت...

از گرمیه تابستون بگم یا از شیطونیای پسرکم
هر چقد تابستون گرم باشه بازم به گرمیه شیطونیای این فسقلی نمیرسه
این فسقلی دیگه روی پاهای خودش می ایسته و برای خودش کلی راه میره و دیگه مستقل شده
12تا دندون داره
11کیلو و500 گرم وزن داره و82 سانتیمتر قد شه
این فسقلی با این قد و وزن از صبح تا شب کلی خرابکاری میکنه
صدای کلاغ,مرغ,هاپو,ببعی وجوجه رو بلده
همه اعضای بدنش رو بلده
الان یک ماهه که مسواکم میزنه
حالا بریم سراغ گرما

این فسقلی کلی از گرما لذت میبره
عاشق آب تنی کردنه
دوست داره همش بیرون از خونه تاتی کنه
وخلاصه حسابی از گرما لذت میبره...

اینجا همه از خدا حرف میزنن ولی خدا اینجا تنهاست!!!
خدای مهربونم خودت گفتی همه ی انسانها از نظر من یکسانند
پس چرا ما آدمها احساس برابری نمیکنیم؟
خدای مهربونم هر کجا هستی خودت رو زود برسون
چون ما زمینیها اینجا احتیاج به کمک داریم!!!

شاید داری خواب خدا رو می بینی که اینقدر زیبا خوابیدی
یاشایدم داری بافرشته ها توی خواب بازی می کنی
شایدم اصلا خواب نمی بینی
ولی برای من اینقدر دوست داشتنی شدی که دوست دارم تا بیدار شدنت بشینم و نگات کنم...

چقدر این بهار باتو زیباست , زیباتر از همیشه
چقدر خوب بهار رو میشناسی واحساسش میکنی
چقدر طبیعت رو دوست داری وازش لذت میبری
من هم باتو سر سبزم وبهاری
پسر بهاریم به اندازه ی تمام باران های بهاری دوستت دارم...

پسرم,قند عسلم تولدت مبارک...
یکسال پر از خاطره های شیرین ...
یکسال پر از خنده های قشنگت...

امسال سال جدید رو همراه پسرم تحویل گرفتیم و سال 1390 آغاز شد.........
به امید آنکه سالی خوب و سرشار از سلامتی برای همگان باشد.....
نوروزتان پیروز ......هر روزتان نوروز........

عزیزم دیگه چیزی نمونده که یکساله بشی
این روزا خیلی شیطون شدی عاشق اینیکه قایم بشی بعد باهامون دالیییییییی بازی کنی
دیگه برای خودت موشی شدی !!!!!!!
تا امروز 8 تا دندون داری که البته خیلیم دوست داری ما ها رو باهاشون گاز بگیری
دیگه برای خودت شیطونی شدی!!!!!!!
شیطونکم عاشقانه دوستت داریم............

اهورای من امروز 11 ماهه شد.....
یازده ماهه ی کوچولوی من دیگه کم کم داری به یک سالگی نزدیک میشی....
با هم 11 ماه رو پشت سر گذاشتیم 11 ماهی که فقط خاطره هاش برای من باقی میمونه..........
نمیدونم چقد تونستم وظیفم رو خوب انجام بدم ....
نمیدونم چقد تونستم از این لحظات استفاده کنم....
واقعا زود گذشت .....
میترسم بقیه ی لحظات هم زود بگذرن ومن نتونم خوب ازشون استفاده کنم..........
عزیزم با تمام وجودم دوستت دارم...


دلم گرفته............
دلم عجیب گرفته...............
دلم به اندازه ی خلیج فارس گرفته...........
دلم امروز ایران میخواهد آن هم از نوع آزادش............
دلم ایرانی میخواهد که پسرم درآن بتواند رشد کند وراستگویی را یاد بگیرد...........
دلم ایرانی میخواهدکه در آن هیچوقت نگران پسرم نباشم...........
دلم گرفته است و هیچ چیز مرااز هجوم خالی اطراف نمی رهاند...
دل من امروز فقط ایران میخواهد!!!!!!!!!!!!

امروز 10 ماهه شدم ....
حالا دیگه خیلی کارا بلدم 4 تا دندونم دارم....
الان دیگه از چهره ی آدم بزرگا میفهمم کِی خوشحالن کِی ناراحت
کاش همیشه شاد بودن چون اینجوری دنیای ما بچه ها هم همیشه شادِ
با این حال خودمونیم این آدم بزرگا چه دنیای عجیب غریبی دارن!!!




اهورای من این روزا دست زدنو یاد گرفته.
با دستای خوشگلش همش برامون دست دستی میکنه.
خودشم وقتی دست میزنه کلی کیف میکنه چون دستاش یه صدای با مزه ای میده.
من که عاشق دست زدنتم عزیزم.
وقتی خوشحال میشی منم شادترین مادر دنیا میشم.
عزیزم پس تا میتونی شاد باش.

داشتم به این فکر میکردم که این روزها چقدر مهارتهات زیادشده توی همه کارها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
به این فکر میکردم که پسرم چقدر پله پله و با چه نظم خاصی این مهارتها رو به دست میاره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
به این فکر میکردم که کوچولوی من این روزها چقدر قشنگ داره با محیط ارتباط برقرار میکنه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
اونقدر فکر کردم تا به این نتیجه رسیدم که ما آدما از لحظه ی تولد تمام کارهامون توسط یک نیروی عظیمی
برنامه ریزی شده که وقتی بهش فکر میکنی کلت سوت میکشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!


من عاشق فضولیاتم ولی فضولیم حد داره عزیزم

شماها چی فکر میکنید.............
یعنی من از تو جعبه اومدم بیرون؟؟؟؟؟؟؟؟؟

عزیزم شیطنت ها تو دوست دارم .
وقتی با شیطنت کودکانه میخندی دوست دارم بخورمت.
وقتی بهت میگم بخورمت قهقهه میزنی .
چووووووووووووووووووووووووووووون خب دیگه شیطون منی.

عزیزم شش ماه گذشت با تجربه ای جدید.
تجربه ی مادر شدن.

عزیزم تا میتونی بخندچون میخوام از همه ی خنده های قشنگت عکس بگیرم.
حتی دوست دارم خنده های قشنگت رو نقاشی کنم.
چون نمیخوام هیچوقت خنده های قشنگت رو فراموش کنم.